الشيخ محمد الصادقي الطهراني

12

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)

نقدى بر آن‌ها بنويسم و به صورت يك جلد كتاب به چاپ برسانم . من به ايشان عرض كردم اولًااين آقايان خودشان نيز به گونه‌اى قائل به پلوراليسم دينى و كثرت و تكثر هستند حوزه‌هاى علميّه ما ، خودشان هم مثل همين آقايان در تكثر غوطه‌ورند ، تو هرگز نمىتوانى در رابطه با مطالب اين كتاب‌ها جوابى از حوزه‌هاى علميّه و علماى حوزوى بگيرى . و اگر هم جوابى اخذ كنى جوابى مكفى و قانع كننده براى آن‌ها نخواهد بود ، از طرفى هم ، جواب آقايان حوزوى براى چنين شخصيت‌هائى ، نه براى خودشان و نه براى طرفدارانشان ، هرگز قابل قبول نيست ، زيرا با همان تكثر و كثرت جواب آقايان را مىدهند ، و حداكثر اين است كه خواهند گفت ، اين هم يك قرائت در مقابل تمام قرائت‌هاست ، بعد هم گفتگو ادامه يافت و ايشان از وضع موجود بسيار نگران و ناراحت بودند و بر اين اوضاع اعتقادى خصوصاً در دانشگاه‌ها بسيار افسوس مىخوردند كه چرا يك جوان تحصيل كرده بايد اين چنين در امور اعتقادى متحيّر و سرگردان باشد ، و گفتند من شخصاً روحم در فشار قرار گرفته و با اين حرف‌هاى ضد و نقيض سرگردان شده‌ام ، چاره‌ى كار چيست ، چرا بايد چنين و چنان باشد ؟ و . . . قدرى ايشان را دلدارى دادم و عرض كردم ، فعلًا وظيفه همه ما اين است كه روش علمى و عملى خودمان رااصلاح كنيم ، اين مطالب تازه‌گى ندارد ، هميشه بوده و خواهد بود ، تا انشاءاللَّه صاحب اصلى ما تشريف بياورند و ما را از اين گرداب‌هاى ضال و ضلال و اضلال رهايى بخشند ، بعد به ايشان عرض كردم مىدانى مقصّر اصلى و علّت اين همه سرگردانىها چيست ؟ مقصّر اصلى خود ما طلبه‌ها هستيم كه عمرمان را در بيراهه صرف كرده‌ايم و خود را سرگرم اقوال اين و آن نموده‌ايم ، وقت گرانبهاى خود و ديگران را را با مطالبى بىثمر يا كم‌ثمر تلف نموده‌ايم ، از زمانى كه وارد حوزه‌هاى علميّه مىشويم تا دروس خارج را طى مىكنيم اگر صدسال ديگر هم به ما عمر بدهند ، و همين‌طور پيش برويم هرگز به‌جايى نرسيده و نمىرسيم مگر اين كه خودمان زحمت بكشيم و خارج از دروس حوزوى ، علمى و اطلاعاتى در رابطه با اعتقادات دينى كسب نمائيم دروس حوزوى ، طورى است كه قال‌اللَّه و قال‌رسول‌اللَّه در اين اقاويل واقعاً گم